معنی جبرین
8 بازدید
[ جَ / جِ ] (اِخ) لغتی است در جبرئیل. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به جبرئیل شود.[ جِ ] (اِخ) بیت جبرین. قریه ای است بین بیت المقدس و عسقلان. (از معجم البلدان) (مراصدالاطلاع). ده بزرگی است در سرزمین فلسطین در بیت المقدس جنب مشهد ابراهیم خلیل. (از اللباب فی تهذیب الانساب).[ جِ ] (اِخ) دهی است بناحیهٔ غزاز. از آن ده است احمد نحوی مقری ابن هبةاللََّه. (از منتهی الارب). جبرانی، منسوب به وی بر غیرقیاس. (از منتهی الارب). یاقوت آرد: جَبرَین قورسطایا از قراء حلب در ناحیه غزازَ است. که آنرا جبرین شمالی هم نامند و برخلاف قیاس منسوب بدان را جبرانی گویند. (معجم البلدان).[ جِ ] (اِخ) قریه ای است بین دمشق و بعلبک. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «جبرین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر