معنی جبرآباد

معنی جبرآباد

5 بازدید
[ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چم خلف عیسی بخش هندیجان شهرستان خرمشهر. در هشت هزارگزی شمال خاوری هندیجان است و راه اتومبیل رو هندیجان بده ملا و خلف آباد از کنار آن میگذرد. محلی است دشت و گرمسیر و مالاریائی. سکنهٔ آن ۱۴۰ تن و آب آن محل از رودخانهٔ زهره تأمین میشود و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و حشم داری است و راه آن در تابستان اتومبیل رو است و ساکنان آنجا از طایفهٔ قنواتی هستند. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ ] (اِخ) دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاهان. در ۱۹ هزارگزی شمال کوزران و هزارگزی چقاشکر واقع شده و محلی است دشت و سردسیر. سکنهٔ آن ۸۰ تن است آب از چاه تأمین میشود. محصول آنجا غلات و حبوبات دیم، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه مالرو است ولی در تابستان اتومبیل میتوان برد. در آمار این ده را جورآباد نوشته اند. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «جبرآباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید