معنی جبایة
4 بازدید
[ جِ یَ ] (ع مص) فراهم آوردن باج. (اقرب الموارد) (از منتهی الارب). باج و خراج گرفتن. (از برهان) (از آنندراج) (از انجمن آراء). جبایت. رجوع به جبایت شود.[ جِ یَ ] (اِخ) (یوم الـ ...) از ایام عرب است. یاقوت آرد: نمیدانم اسم موضعی است یا بنام جبایة که در آن بوده منسوب شده. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «جبایة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر