معنی جباه

معنی جباه

6 بازدید
[ جِ ] (ع اِ) جِ جبهه. پیشانیها. (از قطر المحیط) (آنندراج) (از ترجمان علامهٔ جرجانی) (از منتهی الارب) (غیاث اللغات) (از معجم البلدان): شرفی دارد بر چشم جبین ز آنکه نهند شهریاران جهان پیش تو بر خاک جباه. فرخی. همه بزرگان کاندر زمین ایرانند بر آستانهٔ او بر زمین نهاده جباه.فرخی. عجب نباشد اگر خدمتش ملوک کنند که در پرستش او بر زمین نهند جباه.فرخی.
[ جِ ] (اِخ) نام آبی است در نواحی شام بین حلب و تدمر و جنگ معروف سیف الدوله با اعراب در آنجا روی داد. (از معجم البلدان): و مروابالجباة یضم فیها کلاالجیشین من نفع ازار. متنبی (از معجم البلدان).
[ جَ بْ با ] (اِخ) گویند: موضعی است از اعمال فارس. (از معجم البلدان) (از مرآت البلدان) (از مراصدالاطلاع). بنظر میرسد این کلمه همان (جبی) باشد که جبانی منسوب بدانست. (از معجم البلدان). مؤلف مرآت البلدان گوید: ممکن است که همان جبا باشد و بر بعضی مشتبه گشته جباه گفته باشند. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۱۲).
[ جَ بْ با ] (ع ص) زشت گو. جبهته بالمکروه؛ استقبلته به. (اقرب الموارد): و کان ابوعبیدة جباهاً لم یکن بالبصرة احداً الا و هو یداجیه و یتقیه علی عرضه. (وفیات الاعیان چ تهران ج ۲ ص ۲۲۷ س ۲۵).

کلمات هم‌قافیه با «جباه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید