معنی جای گرم کردن

معنی جای گرم کردن

7 بازدید
[ گَ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از قرار و آرام گرفتن در جای (برهان) (بهار عجم) (آنندراج). در جائی قرار و آرام گرفتن و بمراقبه رفتن. (ناظم الاطباء). جای گرم داشتن. (بهار عجم) (آنندراج) (ناظم الاطباء): ز آن پیش که من درآیم از پای در خانهٔ خویش گرم کن جای. نظامی (از ضیا). از آن سرد آمد این کاخ دلاویز که تا جا گرم کردی گویدت خیز. نظامی (از ضیا). ایام چون فتیلهٔ داغم تمام سوخت تا هم چو شمع پیش تو جا گرم کرده ام. میلی (از آنندراج). گرد دل گردم که بازار وفا را گرم کرد آنقدر بنشست در آتش که جا را گرم کرد. باقر کاشی (از آنندراج). رجوع به جای گرم داشتن شود.

کلمات هم‌قافیه با «جای گرم کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید