معنی جای کسی گرفتن
6 بازدید
[ یِ کَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) کنایه از قائم مقام کسی بودن. (بهار عجم) (آنندراج). در مسکن آنکس نشستن. (ناظم الاطباء). جای کسی نگه داشتن : گل مرتبهٔ عارض جانانه نگیرد جای لب ساقی لب پیمانه نگیرد. صائب (از بهار عجم) (آنندراج). رجوع به جای کسی نگه داشتن شود.
کلمات همقافیه با «جای کسی گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر