معنی جاپلق
7 بازدید
[ ] (اِخ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: یکی از دهات بلوک فشاویهٔ تهران خالصه دیوان است دویست و چهل و پنج هجری هنگامی که فتح علی شاه بفارس میرفت از قریهٔ جاپلق عبور کرد. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۰).[ پِ لَ ] (اِخ) در لهجهٔ اهالی این ناحیه تلفظ آن چنین است و مؤلف مرآت البلدان از معجم البلدان آرد که جاپلق ناحیه ای است از نواحی اصفهان و شهرت آن بخاطر جنگ بزرگیست که مابین قحطبةبن شیب و داودبن عمربن هبیره در ابتداء ظهور عباسیان بدانجا روی داد لیکن ضبط یاقوت دربارهٔ آن ناحیه جابلق [ بَ ] است و ظاهراً تصحیفی است که در کلمهٔ جاپلق روی داده است، حمداللََّه مستوفی جابلق را از نواحی لر بزرگ داند... و نیز در مرآت البلدان آمده: خاک بروجرد اولا منقسم بسه بلوک میشود و یکی از آن سه بلوک جاپلق است و جاپلق را نیز چهار بلوک میباشد: بلوک حمزه لو، بلوک بیات، بلوک ایقرلو، بلوک پشته. جاپلق از حیث هوا ییلاق و جمعیت آن تقریباً هفده هزار نفر است و مسافت آن تا شهر بروجرد دوازده فرسخ میباشد که تمام راه از خاک سیلاخور و بختیاری عبور میکند. زبان سکنه ترکی است اما بسیار از فصاحت و صحت دور و بعینه مثل عربی اعراب بادیهٔ شوشتر و آن نواحی میباشد. ارامنه در جاپلق بسیارند. و در بعضی دهات رعایای مسلمان و ارمنی درهم میباشند. زراعت جاپلق اکثر دیم است. محصول آن جو و گندم و نخود است. در جاپلق خربوزهٔ بسیار خوب عمل می آید. رجوع به مرآت البلدان ج ۴ ص ۱۳ و ۱۴ شود.[ پَ لَ ] (اِخ) معرب گاپَلَه است.
کلمات همقافیه با «جاپلق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر