معنی جاهلی کردن
6 بازدید
[ هِ کَ دَ ] (مص مرکب) جوانی کردن. خود را به جوانی زدن. خویشتن را جاهل و جوان نمودن. نادانی ناشی از شباب : چگونه پیر جوانی و جاهلی نکند در این قضیه که گردد جهان پیر جوان. سعدی.
کلمات همقافیه با «جاهلی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر