معنی جاهلی
6 بازدید
[ هِ ] (حامص) نادانی. نابخردی. کودنی : آری بجاهلی نتوان کرد مهتری.فرخی. هر آنکس که عیبش نگویند پیش هنر داند از جاهلی عیب خویش.سعدی.[ هِ ] (ص نسبی) منسوب بجاهلیت. آنکه یا آنچه در عهد جاهلیت بوده است. -عهد جاهلی؛ دورهٔ عرب قبل از اسلام.
کلمات همقافیه با «جاهلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر