معنی جانفزا
6 بازدید
[ فَ ] (نف مرکب) مفرح. مروح. (ناظم الاطباء). نشاطآورنده. جان فزاینده. جان فزای. رجوع به جان فزای شود: بازگو آن قصه کان شادی فزاست روح ما را قوت و دل را جانفزاست. حبذا آن شرط و شادان آن جزا آن جزای دلنواز جان فزا.مولوی. بهار جانفزا آمد جهان شد دلکش و زیبا بباغ و راغ گستردند فرش اطلس و دیبا. ؟ (آنندراج). || آب حیوة. (برهان) (ناظم الاطباء). آب حیوان. (آنندراج). || (اِ) روز بیست و سوم از ماههای یزدجردی. (ناظم الاطباء). نام روز بیست و سوم از ماه های ملکی. و آنرا جانفزای هم گویند. (برهان) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «جانفزا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر