معنی جانفرسای
6 بازدید
[ فَ ] (نف مرکب) یعنی آنچه نقصان کنندهٔ عمر بود. (شرفنامهٔ منیری). فرسایندهٔ جانها. آزاررساننده. موذی. (ناظم الاطباء): بارها نوعروس جانفرسای دست در دامنش زدی که درای.سعدی. || نفرت انگیزنده. || موجع. دردناک. (ناظم الاطباء). و رجوع به جانفرسا و جان فرسودن شود.
کلمات همقافیه با «جانفرسای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر