معنی جاندهی
5 بازدید
[ دِ ] (حامص مرکب) عمل جان دادن. جان فدا کردن. || مخالفت. مقاومت. || فدیهٔ حیوة و مرگ. (ناظم الاطباء) (اشتینگاس).
کلمات همقافیه با «جاندهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر