معنی جانافشانی
6 بازدید
[ اَ ] (حامص مرکب) عمل جان افشاندن. جان دادن : سعدیا هر که ندارد سر جان افشانی مرد آن نیست که در حلقهٔ عشاق آید. سعدی. همچو گل بر چمن از باد میفشان دامن زانکه در پای تو دارم سر جان افشانی. حافظ. رجوع به جان افشاندن شود.
کلمات همقافیه با «جانافشانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر