معنی جانافشان
5 بازدید
[ اَ ] (نف مرکب) جان فداکننده. آنکه جان را در راه کسی یا چیزی بدهد: جان بیگانه ستاند ملک الموت بزجر زجر حاجت نبود عاشق جان افشان را. سعدی. || افشانندهٔ جان. ریزندهٔ جان. جان بخش : ای تماشاگاه جانها طرف لاله ستان تو مطلع خورشید زیر زلف جان افشان تو. خاقانی.
کلمات همقافیه با «جانافشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر