معنی جام گوهری
6 بازدید
[ مِ گُ هَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) جامی که از گوهر ساخته شده. جام منسوب به گوهر. || کنایه از پیالهٔ بلوری. (برهان). پیالهٔ حلبی و مانند آن. (آنندراج). || کنایه از لب و دهان معشوق. (برهان) (آنندراج): صبحدم آب خضرنوش از لب جام گوهری کز ظلمات بحر جست آینهٔ سکندری. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۴۱۹). || لعل.[ مِ گُ هَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) جامی که از گوهر ساخته شده. جام منسوب به گوهر. || کنایه از پیالهٔ بلوری. (برهان). پیالهٔ حلبی و مانند آن. (آنندراج). || کنایه از لب و دهان معشوق. (برهان) (آنندراج): صبحدم آب خضرنوش از لب جام گوهری کز ظلمات بحر جست آینهٔ سکندری. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۴۱۹). || لعل.
کلمات همقافیه با «جام گوهری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر