معنی جام گردیدن
5 بازدید
[ گَ دی دَ ] (مص مرکب) جام می به دور درآمدن. دست به دست گردیدن جام : فلک امشب به کام رند دردآشام میگردد عسس گو خواب راحت کن که امشب جام میگردد. فغفور لاهیجی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «جام گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر