معنی جام پیمودن
5 بازدید
[ پَ / پِ دَ ] (مص مرکب) کنایه از شراب خوردن. (آنندراج). جام سرکشیدن : هنوز از زمانی فزون شادکام نپیموده بدشاه با ماه جام.(گرشاسب نامه). از آن می یکی جام پیما بمن که رنگ آورد از عقیق یمن. فخر گرگانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «جام پیمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر