معنی جامه گذاشتن

معنی جامه گذاشتن

6 بازدید
[ مَ / مِ گُ تَ ] (مص مرکب) کنایه از مردن. (بهار عجم) (از ارمغان آصفی): زندگانی من از روی پریشانیهاست جامه بگذاشتنم از ره عریانیهاست. اشرف مازندرانی (از ارمغان آصفی). کنند دفن از آن رو شهید را با رخت که هر که کشتهٔ او گشت جامه نگذارد. اشرف (از بهار عجم) (از آنندراج). به سال... جامه گذاشت. (صبح گلشن ص ۲۴۳). این عبارت مکرر در کتاب فوق آمده است.

کلمات هم‌قافیه با «جامه گذاشتن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید