معنی جامه دادن
8 بازدید
[ مَ / مِ دَ ] (مص مرکب) تشریف پوشاندن. خلعت بخشیدن. پیراهن دادن. لباس بکسی دادن. تشریف : نیستم کعبه که در سالی دهی یک جامه ام یا نیم گردون که روزی بس بود یک نان مرا. کاتبی نیشابوری (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «جامه دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر