معنی جامهکوب
5 بازدید
[ مَ / مِ ] (اِ مرکب) چوبی است که گازران هنگام شستن، جامه یا لباس را بدان کوبند. جومه کو (در لهجهٔ محلی گناباد خراسان). کوتنک. کوتنگ گازر. (برهان). کدنگ. کدنگه. کدین. کدینه. (حاشیهٔ برهان چ معین). بعربی مِدَقَّه. (برهان). وَبیل. (منتهی الارب). مِبزَر. مِرحاض. || (نف مرکب) کسی که جامه را هنگام شستن بکوبد. جامه شوی. جامه شور. قصار.
کلمات همقافیه با «جامهکوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر