معنی جامهکن
5 بازدید
[ مَ / مِ کَ ] (اِ مرکب) آنجای از حمام که در آن لباس میکنند و میپوشند. (ناظم الاطباء). جامه خانهٔ حمام. (آنندراج). سربینه. رخت کن در حمام. سربنهٔ حمام. || (نف مرکب) جامه بیرون کننده. جامه کننده. مجازاً، غارت گر. دزد: نه بیگانه گر هست فرزند و زن چو هم جامه گردد شود جامه کن.نظامی. چیست نام این وزیر جامه کن قوم گفتندش که نامش هم حسن.مولوی.
کلمات همقافیه با «جامهکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر