معنی جامهشوی
5 بازدید
[ مَ / مِ ] (نف مرکب) گازر. (آنندراج). رخت شوی. قصار. (ناظم الاطباء). غَسّال. (منتهی الارب). لباس شوینده. جامه شوینده. آنکه جامه های شوخگن شوید. آنکه بمزد جامهٔ کسان شوید.
کلمات همقافیه با «جامهشوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر