معنی جادوی کردن
6 بازدید
[ دُ کَ دَ ] (مص مرکب) سحر کردن. سحر. (ترجمان القرآن). ساحری.
کلمات همقافیه با «جادوی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر