معنی جادوخیالی
5 بازدید
[ خَ ] (حامص مرکب) خیال بافی. خیال پردازی در شعر و سخن : بر آنم که این پرده خالی کنم در این پرده جادوخیالی کنم. نظامی (از آنندراج). رجوع به جادوخیال و جادو شود.
کلمات همقافیه با «جادوخیالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر