معنی جادوانه
4 بازدید
[ نَ / نِ ] (ص نسبی) (از: جادو + انه، پسوند نسبت) جادومانند. چیزی که عمل آن مانند عمل جادوست. جادو چشمانی که بیننده را تسخیر کند. همچون عمل جادوگر: آن چشم جادوانهٔ عابدفریب بین کش کاروان حسن بدنباله میرود.حافظ. قیاس کردم و آن چشم جادوانهٔ مست هزار ساحر چون سامریش در گله بود. حافظ.
کلمات همقافیه با «جادوانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر