معنی ثوابت

معنی ثوابت

6 بازدید
[ ثَ بِ ] (ع ص، اِ) جِ ثابتة . تمام ستارگان جز هفت ستارهٔ سیاره. ستارگان آرمیده. ستارگان یابانی. ستارگان بیابانی. نجوم ثابته، خلاف سیارات و از آن رو آنان را ثوابت گویند که حرکت آنان در نظر ما یا نامشهود و یا نسبت بسیارات نهایت بطی ء باشد. و ثوابت را قدما در چهل وهشت صورت تصویر کرده اند و از آن دوازده بر منطقةالبروج و بیست ویک بر شمال و پانزده بجنوب. و قدما هزاروبیست و دو ستاره در مجموع صور شناخته بودند. ولی طبق تحقیقات منجمین معاصر جمعاً ۷۶۰۰ عدد از ثوابت با چشم دیده میشود ولی در نیمکرهٔ شمالی فقط تا ۲۵۰۰ ستارهٔ ثابت میتوان دید و تعداد مجموع ثوابت را دومیلیارد دانسته اند. صورتهای منطقةالبروج: ۱ -حمل . بره. الکبش. برهٔ فلک. برج حمل. ۲ -ثور . گاو. گاو گردون. برج ثور. گاو فلک. ۳ -جوزا . توأمان. دوپیکر. برج جوزا. ۴ -سرطان . خرچنگ. خرچنگ فلک. برج سرطان. ۵ - اسد . شیر. شیر فلک. برج اسد. شیر سپهر. ۶ -سنبله . عذراء. خوشه. برج سنبله. خوشهٔ سپهر. خوشهٔ چرخ. ۷ -میزان . ترازو. شاهین. برج میزان. ترازوی فلک. شاهین فلک. ۸ -عقرب . کژدم. برج عقرب. کژدم چرخ. کژدم گردون. کژدم نیلوفری. ۹ -قوس . رامی. قوس فلک. کمان چرخ. برج قوس. ۱۰ -جدی . بزغاله. بزیچهٔ چرخ. برج جدی. بزغالهٔ فلک. ۱۱ -دلو . ساکب الماء. برج دلو. ۱۲ - حوت . حوتین. ماهی. برج حوت. ماهی سپهر. سمکه. صورتهای شمالی: ۱ -دب اصغر. ضواجع. هفت اورنگ کهین. سریر فلک. بنات النعش صغری. ۲ -دب اکبر. هفت اورنگ مهین. بنات النعش کبری. دختران نعش بزرگ. ۳ - تنین. اژدهای فلک. التنین. ۴ - قیقاوس. ملتهب. الاثافی. کیکاوس. قیقاووس. ۵ -عوّاء. بؤرطیس. حارس. بقار. گاوچران. راعی الشاء. حارس الشمال. صباح. حارس السماء. ۶ -اکلیل شمالی. فکه. کاسهٔ درویشان. قصعةالمساکین. کاسهٔ یتیمان. کاسهٔ لئیمان. ۷ -جاثی علی رکبتیه. ۸ -لورا. شلیاق. کشف. السلحفاة. نسر واقع. چنگ رومی. سلیاق. ۹ -دجاجه. الدجاجة. ماکیان. اوزالعراقی. الفوارس. (مفاتیح خوارزمی). الطائر. ۱۰ - مرأة ذات الکرسی. ذات الکرسی. خداوند کرسی. عرش. منبر. ۱۱ -حامل رأس الغول. برساوس. سوار. برشاووش. ۱۲ -ممسک العنان. ممسک الاعنة. صاحب المعز. حامل العناق. انیخس. (مفاتیح خوارزمی). القاید. ذوالعنان. گیرندهٔ عنان. ۱۳ -حوا. ۱۴ -حیةالحوا. ۱۵ -سهم. تیر. نوک نشابه. السهم. ۱۶ - عقاب. العقاب. (صورتین عقاب و سهم را تواماً نسر طائر خوانند). ۱۷ -دلفین. الصلیب. ۱۸ -فرس اول. قطعةالفرس. ۱۹ -فرس ثانی. فرس اعظم. الفرس. ۲۰ -المرأة التی لم تر بعلا . ناقه. اندرومیدا. المرأةالمسلسلة. ۲۱ -مثلث. الاشراط. صورتهای جنوبی: ۱ -قیطس. سبع البحر. ۲ -جبار. الجبار. ۳ -نهر. النهر. اریدانوس. ۴ -ارنب. الأرنب. خرگوش. ۵ -کلب اکبر. سگ بزرگ. کلب الجبار. شعری العبور. شعرای یمانی. ۶ -کلب مقدم. کلب اصغر. سگ کوچک. شعرای شامیة. الغمیصاء. ۷ -شجاع. الشجاع. الحیة. ۸ -سفینه. کشتی. السفینة. ۹ -کاس. باطیه. معلف. ۱۰ -غراب. الغراب. ۱۱ -قنطورس. حامل السبع. الظلیم. ۱۲ -سبع. ذئب. ۱۳ -مجمره. الببغاء. آتشدان (بیرونی). محراب نفاطة. ۱۴ -اکلیل جنوبی. ۱۵ -حوت جنوبی. متأخرین دو صورت بر صور چهل و هشت گانه افزوده اند: ۱ -شعر بر نیکی. هلبه. موی ملکه برنیس. حوض. ضفیرةالاسد. ذات الشعور. ۲ -انطونیوس. || بروج ثوابت، ستارگان فلک هشتم. (بقول قدماء). || ثوابت منطقةالبروج ، بروج دوازده گانه باشد: دگر چرخ ده و دو خانه باشد ثوابت را در او کاشانه باشد.ناصرخسرو.

کلمات هم‌قافیه با «ثوابت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید