معنی ثقت
6 بازدید
[ ثِ قَ ] (ع اِمص) اطمینان. || خاطر جمعی : هر سخن که از سر نصیحت... رود... به راداء آن دلیری نتوان کرد مگر به عقل... شنونده ثقتی تمام باشد. (کلیله و دمنه). و اگر خردمندی به قلعه ای پناه گیرد و ثقت افزاید... البته به عیبی منسوب نگردد. (کلیله و دمنه). || استواری. (غیاث اللغة). ج، ثقات. و رجوع به ثقه شود.[ ثِ قَ ] (ع مص) استوار داشتن. || اعتماد کردن. || درست شدن.
کلمات همقافیه با «ثقت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قت» برای سرودن شعر