معنی ثقةالدین
6 بازدید
[ ثِ قَ تُدْ دی ] (اِخ) جمال الفلاسفه. رجوع به یوسف بن محمدالدربندی شود .[ ثِ قَ تُدْ دی ] (اِخ) لقب عبدالرحمن الفامی است.[ ثِ تُدْ دی ] (اِخ) عبدالرحمن بن عبدالکریم السرخسی از حکماست فخرالدین ابوعبداللََّه محمدبن عمربن الحسین الرازی معروف به ابن خطیب کلیّات قانون شیخ الرئیس ابوعلی سینا را برای او شرح کرد .[ ثِ قَ تُدْ دی ] (اِخ) نجیب الملک. نام وی در قطعه ای از اثیرالدین شرف الحکماء الفتوحی المروزی از مشاهیر و معاریف مرو که عوفی ترجمهٔ وی را در شعراء آل سلجوق (خراسان) آورده است دیده میشود و آن قطعه اینست: ای مایهٔ هنر ثقةالدین نجیب ملک آنی که چون کف تو به نیسان سحاب نیست چون نظم و نثر خلق تو پاک و لطیف و خوش دُرّ ثمین و آب گل و مشک ناب نیست تا گشت روز و شب ز تو بیدار بخت تو [ کذا ] در چشم شوربخت عدوی تو خواب نیست مهمان بنده اند گروهی که در هنر نزد فلک سؤال یکی را جواب نیست از شاعر و منجم خود ده زیادت اند راوی و مطرب و زنخی را حساب نیست بردند آب روی و شد از شرم هر یکی رویم پر آب دیده که در کیسه آب نیست خرجی که بود خواهد، توزیع کرده اند برنام خواجه بیش سبوی شراب نیست .
کلمات همقافیه با «ثقةالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر