معنی ثقافت
10 بازدید
[ ثَ فَ ] (ع مص) ثقف. ثَقَف. زیرکی. زیرک و سبک روح و چست و چالاک گردیدن. زیرک و استاد شدن. || سخت استوار شدن.
کلمات همقافیه با «ثقافت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر