معنی ثقابت
5 بازدید
[ ثَ بَ ] (ع مص) ثقوب. || افروخته شدن آتش. (تاج المصادر بیهقی). و بسیار سرخ گردیدن. || روشن شدن ستاره. || دمیدن بوی. || ثقبت الناقه؛ بسیارشیر گردید اشتر ماده. || ثقب رأیه؛ رای او نافذ گردید.
کلمات همقافیه با «ثقابت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر