معنی ثفن
8 بازدید
[ ثَ ] (ع مص) دفع کردن و راندن. || زدن کسی را با دست. || پس روی کسی کردن. آمدن کسی را از پس. || زدن ناقه کسی را به ثفنات.[ ثَ فَ ] (ع مص) درشت شدن دست و جز آن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || پینه بستن دست از کار یا سودگی. || بیماریی ای است در ثفنه.[ ثُ فُ ] (ع اِ) جِ ثَفَنة، بمعنی کنارهٔ سفره و توشه دان.
کلمات همقافیه با «ثفن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فن» برای سرودن شعر