معنی ثاوی
5 بازدید
(ع ص) نعت از ثواء. || فرودآینده. || اقامت دراز کننده. || مقیم : بیابانی است خالی از هر ثاوی و انیس و ویرانه ای است تهی از هر ساکن و جلیس. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۵۳).
کلمات همقافیه با «ثاوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر