معنی ثاوة
5 بازدید
[ وَ ] (ع اِ) میش کلان سال. || گوسفند لاغر. || اندک باقی مانده از بسیار. || ثایه. و نیز رجوع به ثایه شود.
کلمات همقافیه با «ثاوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر