معنی تیهور
6 بازدید
[ تَ ] (ع ص، اِ) (از «ت هـ ر») زمین رست و هموار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). زمین پست و هموار . || بیابان دشوار. (منتهی الارب). || مابین اعلای وادی و اسفل آن. || مابین اعلای کوه و اسفل آن. || مرد متکبر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بزرگ منشی. یقال: به تیه تیهور؛ اذا کان تایهاً. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). || موج مرتفع دریا. || ریگ توده که آب اطراف آن را کنده باشد. ج، تیاهیر، تیاهِر . (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ریگ تودهٔ بلند و آنچه شکسته گردد از ریگ توده . (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «تیهور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر