معنی تیمار کشیدن

معنی تیمار کشیدن

4 بازدید
[ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) رنج کشیدن. پرستاری و مواظبت کردن کسی یا چیزی. تعهد و مراقبت و دلسوزی کردن امری : کشیدی همه ساله تیمار من میان بسته بودی به هر کار من.فردوسی. کمند اندر افکند و بر زین کشید نبد کس که تیمار رویین کشید.فردوسی. همه یاد دارید گفتار من کشیدن بدین کار تیمار من.فردوسی. تیمار رعیت کشد و انده درویش کایزد بدهاد او را جز انده و تیمار. فرخی (از آنندراج). سالاری باید بانام و حشمت که آنجا رود و غزو کند و خراجها بستاند چنانکه قاضی تیمار عمل ها و مالها می کشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۶۹). جودش چو کند غارت درهای یتیم آور کآخر نه یتیمان را تیمار کشد عدلش. خاقانی. شاهی که خلایق را تیمار کشد عدلش گرد نقط عالم پرگار کشد عدلش.خاقانی. چند تیمار از این خرابه کشیم آفتابی در آفتابه کشیم.نظامی. رجوع به تیمار و دیگر ترکیبهای آن شود.

کلمات هم‌قافیه با «تیمار کشیدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید