معنی تیماربر
4 بازدید
[ بَ ] (نف مرکب) تیماردار. پرستار. غمخوار. کسی که نگاهداشت و نگهبانی و محافظت کسی را بعهده گیرد: کمر بست شیده به پیش پدر فرستاده او بود و تیماربر.فردوسی. در عشق تو صد همدم تیماربرم باید تنها چه کنم چون کس تیماربرم نبود.عطار.
کلمات همقافیه با «تیماربر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر