معنی تیغ شدن

معنی تیغ شدن

6 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) روبرو شدن. (برهان) (فرهنگ رشیدی) (غیاث اللغات). کنایه از روبرو شدن. (ناظم الاطباء). کنایه از روبرو شدن و جواب دادن. حریف شدن و طرف گشتن. (آنندراج): تواند دل به جنگ غمزه شد تیغ گرش از زخم خفتانی نبخشی. ظهوری (از آنندراج). کوه قاف از سپرانداختگان است اینجا که دگر تیغ شود پیش دم تیشهٔ ما. صائب (از آنندراج). تیغ نتواند شدن انگشت پیش حرف من تا چو ماه نو سپر کردم کمان خویش را. صائب (ایضاً). دی از طرفی برآمد آن چرده پسر با تیغ سپر چو آفتاب از خاور افکند سپر هر که بدیدش با تیغ ما تیغ شدیم و سینه کردیم سپر. علی منصور (از فرهنگ رشیدی).

کلمات هم‌قافیه با «تیغ شدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید