معنی تیسیر پذیرفتن
7 بازدید
[ تَ پَ رُ تَ ] (مص مرکب) میسر شدن. ممکن شدن. امکان پذیر گشتن : خود این معانی (خوردن، بوییدن...) بر قضیت حاجت... هرگز تیسیر نپذیرد. (کلیله و دمنه). و بدین دو فتح بانام که به فضل ایزد تبارک و تعالی و فر دولت قاهره تیسیر پذیرفت... (کلیله و دمنه). و طبع بهیمی را که داعیهٔ بی خویشتنی و... است از خود دور می گرداند و آن در مدتی یسیر تیسیر می پذیرد. (سندبادنامه ص ۵۴). عشر عشیر آن به تحریر طوامیر تیسیر نپذیرد. (جهانگشای جوینی). رجوع به تیسیر شود.
کلمات همقافیه با «تیسیر پذیرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر