معنی تیز نگریستن
5 بازدید
[ نِ گَ تَ ] (مص مرکب) در کسی، به خشم در او دیدن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): سلیمان یکی تیزتیز در وی نگریست. (حدود العالم از یادداشت ایضاً). || خیره نگاه کردن : و نشان تندرستی و قوت او [ افعی گرزه ] آن باشد که سر برافراشته دارد و چشمهای او سرخ باشد... و تیز نگرد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «تیز نگریستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر