معنی تیز راندن
5 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) راندن با شتاب. سخت سریع راندن : چو بشنید فرمانبران را بخواند سوی طیسفون تیز لشکر براند.فردوسی. رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «تیز راندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر