معنی تیزی کردن
3 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) تندی کردن. خشم گرفتن. بدخوئی کردن. مقابل بردباری : بدو گفت کای شاه تیزی مکن که اکنون دگر گشت ما را سخن.فردوسی. ستون خرد بردباری بود چو تیزی کند تن به خواری بود.فردوسی. سخنهایشان بشنو و گو سخن کسی تیز گوید تو تیزی مکن.فردوسی. که هرکس که تیزی کند روز جنگ نباشد خردمند و بارای و سنگ.فردوسی. نکند کندی وقتی که کند پاداشن نکند تیزی وقتی که کند بادافره.فرخی. رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیزی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر