معنی تیزگشت
5 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) آنکه به زودی می گردد. (ناظم الاطباء). تندرونده. به شتاب گذرنده. تیزگرد: سرانجامش این گنبد تیزگشت ز دیوار گنبد درآرد بدشت.نظامی. که چون آتش روز روشن گذشت پر از دود شد گنبد تیزگشت.نظامی. پراندیشه از گنبد تیزگشت که فردا بسر بر چه خواهد گذشت.نظامی. رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیزگشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر