معنی تیزپی
6 بازدید
[ پَ / پِ ] (ص مرکب) تیزپا. تیزرو. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): بسر برد روزی دو، در رود و می دگر باره شد مرکبش تیزپی.نظامی. رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیزپی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پی» برای سرودن شعر