معنی تیزمغزی
5 بازدید
[ مَ ] (حامص مرکب) تندی. بردباری. شتاب کردن در خشم : مکن تیزمغزی و آتش سری نه زینسان بود مهتر لشکری.فردوسی. هرکه فرهنگ ازو فروهید است تیزمغزی از او نکوهیداست.عنصری. رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیزمغزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر