معنی تیزشهوت
4 بازدید
[ شَ وَ ] (ص مرکب) شوخ و شهوت پرست. (ناظم الاطباء). سخت به گشن آمده. ماده که سخت خواهان نر است یا بعکس. هواس. طیط. مغتلم. مغتلمه: خروس، حیوانی تیزشهوت است. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا). رجوع به شهوت و تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیزشهوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر