معنی تیزدست
4 بازدید
[ دَ ] (ص مرکب) جلدکار و توانا و باوقوف و زورآور و قوی. (ناظم الاطباء). جلد. چالاک. چابک. جلددست. چالاک در کارکردن با دست. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا). رجوع به تیزدستی شود.
کلمات همقافیه با «تیزدست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر