معنی تیزتیز
5 بازدید
(ق مرکب) پرشتاب : باد چون بشنید آمد تیزتیز پشه بگرفت آن زمان راه گریز.مولوی. || بخشم. غضبناک : چون برمک بر تخت نشست سلیمان یکی تیزتیز در وی نگریست. (تاریخ بخارا). نگه کرد قاضی بر او تیزتیز معرف گرفت آستینش که خیز.(بوستان). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیزتیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر