معنی تیزتاو
6 بازدید
(ص مرکب) تندخوی. (ناظم الاطباء). تیزتاب. زودخشم. سریع الغضب : بیامد ز هر کشوری باژ و ساو ز بیم گو نامور تیزتاو. (شاهنامه چ بروخیم ج ۱ ص ۲۴۷). رجوع به فهرست ولف شود.
کلمات همقافیه با «تیزتاو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «او» برای سرودن شعر