معنی تیزبو
6 بازدید
(ص مرکب) تیزبوی. که بوئی تند دارد چون گندنا و ترتیزک. حادالمرائحة. ذاک. ذاکیة. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا). ذعلوق تره ای است تیزبوی. (منتهی الارب) (زمخشری) (ربنجنی): و هرچه تیزبوی تر بود [ از بلسان ] ... بهتر. (الابنیه عن حقایق الادویة از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیزبو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بو» برای سرودن شعر