معنی تیزابی
5 بازدید
(ص نسبی) منسوب به تیزاب. تیزاب زده. - سبزهٔ تیزابی؛ قسمی کشمش سبز. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). کشمش تیزابی. - طلای تیزآبی؛ طلای بی غش یا بسیار کم غش. - کشمش تیزابی؛ کشمشی که بطور مصنوعی و به کمک مواد شیمیائی آن را سبزرنگ سازند و از انواع سبزهٔ نامرغوب است. - نقرهٔ تیزآبی؛ مانند طلای تیزآبی. نقرهٔ بی غش یا بسیار کم غش است.
کلمات همقافیه با «تیزابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر